حصار شکنی

عشق و محبت قطع نظر از اینکه از چه نوعی باشد و قطع نظر از اینکه محبوب دارای چه صفاتی باشد انسان را از خود پرستی بیرون می برد. خود پرستی محدودیت و حصار است . عشق به غیر مطلقا ، این حصار را میشکند. تا انسان از خود بیرون نرفته است ضعیف است و ترسو و بخیل و حسود و بدخواه و کم صبر و خودپسند و متکبر ، روحش برق و لَمَعان ندارد ، نشاط و هیجان ندارد ، همیشه سرد است و خاموش ، اما همین که از «خود» پای بیرون نهاد و حصار خودی را شکست این خصایل و صفات زشت نیز نابود میگردد.

هر که را جامه ز عشقی چاک شد        او ز حرص و عیب کلی پاک شد

خود پرستی به مفهومی که باید از بین برود یک امر وجودی نیست. یعنی نه این است که انسان باید علاقه وجودی نسبت به خود را از بین ببرد تا از خود پرستی برهد. معنی ندارد که آدمی بکوشد تا خود را دوست نداشته باشد. علاقه به خود که از آن به « حب ذات » تعبیر میشود به غلط در انسان گذاشته نشده است تا لازم گردد از میان برداشته شود. اصلاح و تکمیل انسان بدین نیست که فرض شود یک سلسله امور زاید در وجودش تعبیه شده است و باید آن زاید ها و مضر ها معدوم گردند و به عبارت دیگر اصلاح انسان در کاستی دادن به او نیست ، در تکمیل و اضافه کردن به اوست. وظیفه ای که خلقت بر عهده انسان قرار داده است در جهت مسیر خلقت است ، یعنی در تکامل و افزایش است نه در کاستی و کاهش.

مبارزه با خود پرستی مبارزه با «محدودیت خود» است و این خود باید توسعه یابد. این حصار که به دور خود کشیده شده است که همه چیز دیگر غیر از آنچه به عنوان یک شخص و یک فرد مربوط میگردد آن را بیگانه و ناخود و خارج می بیند ، باید شکسته شود.

شخصیت باید توسعه یابد که همه انسان های دیگر را بلکه همه جهان خلقت را دربر گیرد. پس مبارزه با خود پرستی یعنی مبارزه با محدودیت خود. بنابر این خودپرستی جز محدودیت افکار و تمایلات چیزی نیست. عشق ، علاقه و تمایل انسان را به خارج از وجودش متوجه میکند. وجودش را توسعه داده و کانون هستی اش را عوض میکند و به همین جهت عشق و محبت یک عامل بزرگ اخلاقی و تربیتی است ، مشروط به اینکه خوب هدایت شود و به طور صحیح مورد استفاده واقع گردد.

منبع : کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام ، از استاد شهید مرتضی مطهری