طفيل هستی عشقند آدمی و پری *** ارادتی بنما تا سعادتی ببری

IMG11175424

طفيل هستی عشقند آدمی و پری *** ارادتی بنما تا سعادتی ببری

بکوش خواجه و از عشق بی‌نصيب مباش *** که بنده را نخرد کس به عيب بی‌هنری

می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند *** به عذر نيم شبی کوش و گريه سحری

تو خود چه لعبتی ای شهسوار شيرين کار *** که در برابر چشمی و غايب از نظری

هزار جان مقدس بسوخت زين غيرت *** که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری

ز من به حضرت آصف که می‌برد پيغام *** که ياد گير دو مصرع ز من به نظم دری

بيا که وضع جهان را چنان که من ديدم *** گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری

کلاه سروريت کج مباد بر سر حسن *** که زيب بخت و سزاوار ملک و تاج سری

به بوی زلف و رخت می‌روند و می‌آيند *** صبا به غاليه سايی و گل به جلوه گری

چو مستعد نظر نيستی وصال مجوی *** که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری

دعای گوشه نشينان بلا بگرداند *** چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری

بيا و سلطنت از ما بخر به مايه حسن *** و از اين معامله غافل نشو که حيف خوری

طريق عشق طريقی عجب خطرناک است *** نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری

به يمن همت حافظ اميد هست که باز *** اری اسامر ليلای ليله القمر

درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *