آرتروز فکری

success

آرتروز فکری

مطلب زیر مقاله ای است از محمود معظمی با عنوان « چه کنیم تا از آرتروز فکری در امان بمانیم؟ » که در شماره ۵۲۴ مجله دانشمند در خرداد ۸۶ چاپ شده است.

الان اگر بهترین و تمیز ترین خودروی پنجاه سال را داشته باشید، حتی اگر کارخانه اش را هم دایر کنید، کسی آن خودرو را از شما نمی خرد. شاید برای نمایش در موزه یکی دو دستگاه بخرند، ولی کسی برای استفاده و تردد در جاده و خیابان چنین خودرویی نمی خرد. درست است که این خودرو در زمان خودش بهترین بوده است، ولی الان آهن پاره ای بیش نیست: نه امنیت دارد، نه بازده سوخت مناسب و نه راحتی. با این حال، خیلی وقت ها می شنویم که کسی می گوید: « ماشین هم ماشین های قدیم! » این هم از آن دسته حرفهایی است که نشان می دهد گوینده اش احتمالا دچار آرتروز فکری است. می گوید: « یادش بخیر »! باید گفت: « یاد چه چیزی بخیر؟ الان، الان است، چرا یاد قدیم ها بخیر؟! » این طرز فکر و بیان، یک علت بیشتر ندارد: این فرد می خواهد مثل ۵۰ سال پیش زندگی کند. نپذیرفته است که اگر « الان » را از دست بدهد، ۲۰ سال بعد درباره همین روز ها خواهد گفت: « یادش بخیر! »
بشر از دل غار های تاریک و سرد و و حشتناک، از میان حیوانات درنده و شرایط صعب و دشوار نجات پیدا کرده و الان در خانه های ایمن زندگی می کند. زیر دریا تونل زده و قصد ساختن ایستگاه بر کره ماه را دارد. همه اینها، نشانه « نوآوری » است. نو آوری هایی که در زمان خودشان توسط آدم های معمولی که آرتروز فکری داشته اند، مسخره شده اند. همین الان هم هر آدمی که بخواهد بر خلاف عادت های موجود در جامعه اش ایده ای را مطرح کند، بعضی او را مسخره می کنند. و این طبیعی و قابل انتظار است، چرا که اکثر آن آدم ها دچار آرتروز فکری شده و مغزشان خشک شده است. آنها انسان های بدی نیستند، فقط فکرشان منجمد شده و از تغییر می ترسند.
علامت مغزی که آرتروز ندارد، این است که از مطالعه، یاد گرفتن، آمیزش با آدم های جدید، تغییر، نوآوری و خلاقیت، « لذت » می برد. از « تفاوت » ها لذت می برد. هر وقت دیدید به مقایسه افتاده اید و مدام از اوضاع و شرایط ایراد می گیرید، با خودتان بگویید: « نکند مغزم خشک شده و آرتروز فکری گرفته ام! » اگر می خواهید کتاب بخوانید اما حوصله ندارید- بگذریم از این که یک مواقعی آدم واقعا خسته است و حوصله ندارد- اگر اصولا کتاب نمی خوانید و میانه ای با مطالعه ندارید، اصولا با آدم های جدید معاشرت نمی کنید و … ، از خودتان بپرسید: « چرا من این طوری شده ام ؟ » شاید بگویید: « افسرده ام » اما من می گویم: « شاید آرتروز فکری گرفته اید! » خوشبختانه، آرتروز فکری چیزی است که اگر همین الان برای رفع آن تصمیم بگیرید، از بین خواهد رفت. پس همین الان تصمیم بگیرید آرتروز فکری را از ستان بیرون کنید و تا موقعی که زنده هستید و زندگی می کنید، بیاموزید، بیاموزانید و راه حل های نو پیدا کنید.
هر نسل برای متحول شدن و رفتن به سوی تغییر، تنها یکبار فرصت دارد. آن هنگام، زمانی است که جوانان به سن بلوغ می رسند. سن بلوغ سنی است که آنها می خواهند تغییر کنند، می خواهند نو آوری کنند. اشتباه بسیاری از ما پدر و مادرها این است که جلوی این تغییر را بگیریم!این کار، بیهوده است عبث. تازه بر فرض که موفق هم شویم، تبدیل به همانی خواهیم شد که الان هستیم. و مسلم است که ماندن در امروز و در جا زدن، برای فردا که دنیا تغییر کرده، کارایی ندارد. بعضی ها به بهانه حفظ و صیانت از فرهنگ پیشینیان، از برخی اعمال و رفتارهای جوانان جلوگیری می کنند. اما روح پیشینیان ما در خاک خواهد لرزید و خشمگین خواهد شد اگر ببینند که ما می خواهیم همان روش آنها را در قرن بیست و یکم پیاده کنیم! اگر پیشینیان ما روش پدران و مادرانشان را پیاده می کردند، خود ما هم امروز در این وضعیت نبودیم و در همان شرایط قدیم مانده بودیم!
ما باید ضمن احترام به گذشته، در پی اصل مطلب باشیم: زندگی بهتر، آرامش بیشتر، روابط صحیح تر و سنجیده تر و مواردی نظیر این ها. ارزش در این ها است. حالا می پرسید راهش چیست؟ یک مثال برایتان می زنم. زمانی من می توانستم جلوی خانه همسایه مان بنشینم، روی پله، با هم چای می خوردیم، گپ می زدیم و روابط خوبی داشتیم. امروز ممکن است برویم در یک کافی شاپ، یک قهوه یا چای بخوریم. به هر حال، آنچه در این میان « اصل » است، معاشرت با هم و زندگی کردن است و شاد زیستن. می توان برای این منظور، هر رور یک روش جدید تر و بهتر یافت. آیا لزومی دارد که هنوز هم از همان روش های قدیمی استفاده کنیم؟
همان طور که در قسمت قبل مفصلا توضیح دادم، باید یاد بگیریم که گاهی اوقات مغزمان را از کاسه سرمان بیرون بیاوریم، در دستمان بگیریم و آن را حسابی ماساژ بدهیم تا نرم شود و از این حالت خشکی و جمود در بیاید،

درباره نویسنده

مهارت ها: html,css,C#,ADO.NET,sqlserver,access,python javascript,php

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *