مطالب توسط محمودی

در قیر شب

دیرگاهی است در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح لب است. بانگی از دور مرا می خواند، لیک پاهایم در قیر شب است. رخنه ای نیست در این تاریکی در و دیوار بهم پیوسته سایه ای لغزد اگر روی زمین نقش و وهمی است ز بندی رسته نفس آدم ها سر بسر افسرده است. روزگاری […]

اثر مرکب

اثر مرکب از دارن هاردی در دنیا هیچ چیزی بدون تلاش بدست نمی آید و شعار هایی مثل لاغر شدن در چند روز یا چند هفته کوتاه شعاری تبلیغاتی برای فریب دادن افراد عادی است. چیزی که الان هستیم حاصل تصمیمات و انتخاب های ما بوده پس باید توجه کنیم که چیزهای کوچکی که انتخاب […]

بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده

بگو ای یار بگو ای وفادار بگو از سر بلند عشق بر سر دار بگو بگو از خونه بگو ، از گل پونه بگو از شب شبزده‌ها که نمی‌مونه بگو بگو از محبوبه‌ها ، نسترنهای بنفش سفره‌های بی‌ریا ، توی سبزه‌زار فرش بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده رو زمین جا ندارم […]

عبرت

« گویند: روزی خلیفه از محلی می گذشت ، دید که بهلول ، زمین را با چوبی اندازه می گیرد. پرسید: چه می کنی؟ گفت: می خواهم دنیا را تقسیم کنم تا ببینم به ما چه قدر می رسد و به شما چه قدر؟ هر چه سعی می کنم ، می بینم که به من […]

عقل بزرگترین نعمت

«روزی پادشاهی به بهلول گفت : بزرگترین نعمت های الهی چیست؟ بهلول جواب داد : بزرگترین نعمت های الهی عقل است. خواجه عبدالله انصاری نیز در مناجات خود گوید: خداوندا آن که را عقل دادی ، چه ندادی و آن که را عقل ندادی ، چه دادی؟»

انسان تا چه زمانی وقت دارد توبه کند؟

پرسش : انسان تا چه زمانی وقت دارد توبه کند؟ پاسخ اجمالی: پاسخ تفصیلی: شهید مطهری (ره) در جواب به این سؤال با اشاره به حدیث «انینُ الْمُذْنِبینَ احَبُّ الَىَّ مِنْ تَسْبیحِ الْمُسَبِّحین» چنین پاسخ می دهد: خداى تبارک و تعالى، این رحمت مطلقه و کامله فرمود: ناله‏ گنهکاران در نزد من محبوبتر است از […]

ملا نصر الدین همیشه اشتباه می کرد

ملا نصر الدین هر روز در بازار گدایی می کرد، و مردم با نیرنگی، حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان از طلا بود و دیگری از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر […]

مسجد بهلول

مسجد بهلول می‌گویند: مسجدی می‌ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می‌کنید؟ گفتند: مسجد می‌‌سازیم. گفت: برای چه، پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا. بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند «مسجد بهلول» و شبانه آن را بالای سر در مسجد […]

پاسخ جالب بهلول عاقل

پاسخ جالب بهلول عاقل روزی بهلول از مسجد «ابوحنیفه» می‌گذشت، دید خطیب مردم را موعظه می‌کند. ایستاد و به سخنانش گوش داد. او می‌گفت: جعفربن محمد عقیده دارد که کارها با اختیار از بندگان، در صورتی که آنچه از بندگان انجام می‌دهند خواست خداست و انسان از خود اختیاری ندارد. دیگر این که در روز […]

شکارچی….

شکارچی…. مردی از کنار جنگلی رد می شد ، شیری را دید که برای شغالی را خط ونشان می کشد . شغال به خانه رفت و در را بست ولی شیر همچنان به حرکات رزمی اش ادامه داد و شغال را به جدال فرا خواند . مرد سرگرم تماشای آنان بود که کلاغی از بالای […]